فرض کن تو کسیو نداشته باشی، فرض کن سیاه بودی و نمیتونستی بری تو استراحتگاه کارگرا و رامی بازی کنی . چه حسی داشتی؟ فرض کن بایستی میشستی اینجا و کتاب میخوندی. درسته که میتونی تا زمانی تاریک نشده "نعل اندازی" بازی میکردی اما باز شب باید برمیگشتی و کتاب میخوندی. کتاب هیچ خوبی نداره. آدم یکی و میخواد تو زندگیش که نزدیکش باشه. آدم خل میشه اگه کسیو نداشته باشه. فرقی نمیکنه آدمه کیه، یا چند وقته میشناسیش. بهت میگم، بهت میگم آدم خیلی تنها میشه و آدم مریض میشه.
- از موشها و آدمها ، جان استاینبک.
No comments:
Post a Comment